قاسمى حسينى گنابادى

59

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

سوى پاك‌ده جلوه آغاز كرد * هماى ظفر عزم پرواز كرد چو افتاد بر پاك‌ده راه شاه * بساط زمين شد همه شاه راه شد آن نازنين منزل جان سرشت * ز يُمن قدومش چو خرّم بهشت بجنبيد از جا به خيل و سپاه * چو خورشيد شد طارمش جلوه‌گاه سوى اردبيل آنگهى راند رخش * ز ارواح اجداد خود يافت بخش به سوى مزار پدر جلوه‌ساز * در آن كعبه آورد روى نياز ( 1186 - 1191 ) خطّ سير اسماعيل از لاهيجان تا اردبيل در شعر قاسمى تقريبا همان است كه در ساير منابع آمده است . جز آنكه در خلخال توقف كرد و چندى مهمان بزرگان آن ديار ، از جمله ملك مظفّر توقاچى ، بود 44 . توقّف اسماعيل در اردبيل طولانى نبود ، زيرا على بيك چاكرلو ، كه از سوى الوند ميرزا ( حاكم تبريز ) والى اردبيل بود ، از وى خواست تا اردبيل را به سرعت ترك كند . اسماعيل به سبب نداشتن ياراى مقابله با حاكم اردبيل ، به ناچار ترك وطن كرد و به دعوت محمّد سلطان طالش ، به منطقهء طوالش رفت و در دهكده‌اى نزديك آستارا موسوم به ارجوان اردو زد 45 . قاسمى به وقايع اردبيل و تهديد على بيك چاكرلو اشاره‌اى نمىكند و با آوردن بيت زير به « محاربه كردن شاه عالم‌پناه با شروان شاه و كشته شدن او با خيل و سپاه » گريز مىزند : وز آنجا ( آذربايجان ) به شروان عنان تاب شد * وز آن زهرهء شير چرخ آب شد ( 1199 ) ج ) وقايعى كه پيش از حمله به شروان اتّفاق افتاد قاسمى به مسير حركت اسماعيل تا حمله به شروان ( 906 ق ) و وقايعى كه در اين ميان اتّفاق افتاد ، اشاره‌اى نكرده است . به استناد منابع ، اسماعيل با سپرى شدن زمستان 905 ق به مغان رفت و مدّتى مهمان نوشيروان بيك تالش ، حاكم مغانات ، بود 46 . از مغان دوباره به اردبيل رفت و پس از تجديد ديدار با مادر و كسان خود ، راهى قراباغ ارّان شد 47 . دربارهء مراجعت دوبارهء اسماعيل به اردبيل خبر ندادند 48 . اسماعيل در حوالى درياچهء گوگچه دنكيز قراباغ ارّان اردو زد 49 . حسن بارانى از فرزندزادگان جهانشاه آق قوينلو ، كه